پرش به

مهمان گرامی خوش آمدید ...

منوی انجمن

به انجمن بازی آنلاین هفت تیر خوش آمدید
ورود به انجمن ساخت اکانت

گاف بزرگ «حریم سلطان» با دکلمه یک غزل عاشقانه فارسی!


  • لطفا وارد حساب کاربری خود شوید تا بتوانید پاسخ دهید
1 پاسخ برای این موضوع

#1

  • Guests
در شرایطی که دوبله ضعیف سریال‌های شبکه‌های ماهواره‌ای به عنوان پاشنه آشیل آنها یاد می‌شود و همین موضوع بارها سبب‌ساز انتقاد هنرمندان کشورمان هم شده است گویا دکلمه غزلی از هوشنگ ابتهاج شاعر معاصر کشورمان توسط یکی از شخصیت‌های اصلی سریال پرحاشیه «حریم سلطان» به عنوان تازه‌ترین شاهکار دوبله‌کنندگان این سریال حیرت و انتقاد اهالی فرهنگ و ادب را هم برانگیخته است. یادداشت قدرت الله مهتدی نویسنده و مترجم کشورمان را در این خصوص به نقل از روزنامه شرق در ادامه می‌خوانید:

تصویر

شعبده بازی دوبله کنندگان این سریال
نمردیم و با شگفتی دیدیم و شنیدیم که خرم سلطان - آن کنیز و برده ای که در نیمه نخست سده شانزدهم میلادی در میان صحرانشینان تاتارستان زاده شد و همین که به اسارت عثمانیان درآمد جان و دل سلطان سلیمان را ربود و به حرم او راه یافت- با کشف و شهودی بی مانند و محیرالعقول، جل الخالق، گستره ای زمانی نزدیک به پنج سده را درنوردیده و با غزلیات شاعر گرانقدر ما، هوشنگ ابتهاج، سایه، مهر و الفتی بسزا یافته است، چندان که در اوج اقتدار و یکه تازی اش در حرم آن سلطان و زمانی که از جذبه قدرت سر از پا نمی شناخته است غزلی ناب از این شاعر ارجمند ما را از آغاز تا به پایان «دکلمه» کرده است...صلادر دادن به حِرمانش از جور رقیبان و، پس آنگاه، راندن آنان از دل و جان سلطان را!


آری، خواننده عزیز! باور کن این بُوالعَجَب شگردی را که برایت گفتم از شعبده بازی دوبله کنندگان این سریال مثلاتاریخی و نمونه ای بارز از تحریف و ابتذال، نه تنها در تاریخ، بلکه در شیوه سناریونویسی و در یک کلام، چفت وبست حوادث دور از باوری که تنها از بی استعدادی آدم هایی تُنُک مایه و کم دانش برمی آید.

چه غزل نابی خواند این خرم سلطان!
چند روز پیش، صبح تقریبا زود، دوستی شیفته شعر و ادب با صاحب این قلم تماس گرفت و گفت نمی دانی که دیشب چه غزل نابی خواند این خرم سلطان در پایان قسمتی از سریال که پخش شد. همین دوست که کنجکاو دانستن نام سراینده غزل بود، با هر زحمتی که بوده یکی دو بیت یا مصرع از غزلی را که خرم خوانده بود به طور دست وپا شکسته یادداشت کرده و مرا، برای یافتن نام شاعر، به دیدن بازپخش آن به خانه اش فراخواند.

راستش، من هم که کنجکاو شده بودم، در اجابت خواسته اش از حدود یک ربع پایان آن قسمت از سریال به تماشایش نشستم. پیش از آن، با خواندن همان یکی، دو بیت یا مصرع که به طور سردستی از ابیات آن غزل به روی کاغذ آمده بود تقریبا حدس زده بودم که دوبله کنندگان سریال باید به سراغ اثری از شاعر عزیزمان «هوشنگ ابتهاج (سایه)» رفته باشند ... و سرانجام با شنیدن یکی، دو بیت نخست و به ویژه بیت پایانی غزل، بیتی که تخلص شاعر را با خود داشت گمانم به یقین پیوست. آری، دو بیت نخست چنین بود:حاصلی از هنر عشق تو جز حرمان نیست / آه از این درد که جز مرگ مَنَش درمان نیست / این همه رنج کشیدیم و نمی دانستیم / که بلاهای وصال تو کم از هجران نیست .و بیت پایانی غزل:سایه! صدعمر در این قصه به سررفت و هنوز / ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست .

اگر غزلی از حافظ را در دهان خرم سلطان نهاده بودند...
البته دوبله کنندگان، و یقینا به طور عمد و دانسته، از بانوی صداپیشه و گوینده نقش خواسته بودند که آغاز بیت اخیر را غلط بخواند و به جای «سایه! صد عمر...» بگوید: «سایه صدعمر...»، تا تخلص شاعر در این میان پنهان بماند و به اصطلاح، گندکار در نیاید یا، به سخن دیگر، شست تماشاکنندگان آگاه و ادب دوست باخبر نشود و متوجه «زمان پریشی» (anachronism) دوبله کنندگان، که غزل شاعری از پنج سده بعد را در دهان شخصیتی تاریخی از پنج سده پیش جاسازی کرده اند، نشوند.

حالااگر مثلاغزلی از حافظ بزرگمان را که پیش از سده شانزدهم میلادی می زیسته در دهان خرم سلطان نهاده بودند باز چیزی بود و خوش خیالانه می شد چنین انگاشت که شاید غزلیات این شاعر سترگمان در آن زمان به ترکی یا به روسی (زبان مادری خرم سلطان) ترجمه شده بوده است!


#2

  • Guests
بعله من به شخصه دیدم و فکم چسبیده بود رو زمین که ایشون از کجا دکلمه یه متن را از 3 قرن بعدش را پیشگویی کرده:54:




0 کاربر در حال خواندن این موضوع است

0 کاربر، 0 مهمان و 0 عضو مخفی