پرش به

مهمان گرامی خوش آمدید ...

منوی انجمن

به انجمن بازی آنلاین هفت تیر خوش آمدید
ورود به انجمن ساخت اکانت

شبه شعر


  • لطفا وارد حساب کاربری خود شوید تا بتوانید پاسخ دهید
17 پاسخ برای این موضوع

#1

  • Guests
این تاپیک مخصوص کسایی که شعر بلدن
هر کی بلده یه بیت شعر بگه
اسم شاعرش رو م نگید


"گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید"

#2

  • Guests
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند کچلی را بگرفتندو سرش شانه زدند

#3

  • Guests
در اين در گه كه گَه كَه گَه كُه و كُه كَه شود ناگه****مشو غافل ز امروزت كه از فردا نيي آگه

#4

  • Guests
هیشکی مثل من تورو دوست نداره اینو از تو چشام میتونی بخونی

#5

  • Guests
"دیوانه را محبت آرام کند اما ما را محبت دیوانه میکند"

#6

  • Guests
این شعر بود الان
یه بارکیش کردی ها
دست دست دست بیا جون ننه اقدس

#7

  • Guests
خوب تو بگو من میگم با هم کل بندازیم داداش

#8

  • Guests
گفتم که
دست دست دست بیا جون ننه اقدس
!!

#9

  • Guests

"گل به گل دادن صفای سینه میخواهد دل به دل دادن دل بی کینه میخواهد"

#10

  • Guests
شعرت باحال بود
مردم از ابحالی ای خدا................!!!
دوستت دارم میدونی که این کار دله گناه من نیست.!!!!!!!!!!!!!!!!!

#11

  • Guests

تصویر

بی تو مهتاب شبی

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

یادم اید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دلداده به آواز شباهنگ

یادم آید تو به من گفتی :

از این عشق حذز کن!

لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب آیینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت باد گران است!

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

با تو گفتم حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم . نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی

من نه رمیدم نه گسستم

باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق؟ ندانم . نتوانم

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت....

اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیم

نگسستم نرمیدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم

نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم....

#12

  • Guests
:10::10::10::10:
شعرت دربو داغونم کرد
امضاتم همینطور

#13

  • Guests
درد هجری کشیدم که مپرس
زهر هجری کشیدم که مپرس
گشته ام در جهان آخرکام
دلبری برگزیده ام که مپرس
بوسه مگر چیست فشار دولب
این که گناه نیست چه روز و چه شب
هر که عاشق شد جفا بسیار کسید
به هر لب گل منت زیاد کشید

#14

  • Guests
شب بخیر داداش
خوش گذشت
خوشم اومد باحوصله ای

#15

  • Guests
قربانت از آشنایی باهات خوشحال شدم

#16

  • Guests
میازار موری که دانه کش است *که جان دارد وجان شیرین خوش است

#17

  • Guests
گیج شدیم مثل دایره میچرخم مثل پرگار***دستامو سفت بگیر چون الان لب پرتگام
امروزم بسته بدین شب خسته شه ********خوابم می اد ولی این چشام بسته نمی شه


#18

  • Guests
بني ادم اعضاي يكديگرند كه در افرينش ز يك گوهرند:54::54::54::54:




0 کاربر در حال خواندن این موضوع است

0 کاربر، 0 مهمان و 0 عضو مخفی